«سحاب محبعلی»، مشاور و فعال حوزه روابط عمومی، در یادداشتی که در اختیار هاریکا قرار داده به بررسی اثرات قطع اینترنت پرداخته است. بهباور او قطع اینترنت فراتر از یک مسئله فنی، باعث میشود اعتماد کاربران به سرویسهای آنللاین ضربه بخورد. متن کامل یادداشت سحاب محبعلی را در ادامه بخوانید:
قطع اینترنت در دیماه، بیش از یک اختلال فنی ساده بود؛ این یک ضربه مستقیم به اکوسیستم استارتآپی کشور بود. ما در جامعه روابط عمومی ایران همیشه با یک اصل عجیب مواجه هستیم: مدیریت بحران نه فقط در زمان بحران، بلکه در تمام روزهای سال باید اولویت نخست باشد.
واقعیت این است که هیچ بازهای برای روند طبیعی کسبوکار قابل پیشبینی نیست. بحران همیشه آماده است تا کسبوکار را با چالشهایی حیرتانگیز روبهرو کند، چالشهایی که نمونه مشابه جهانی آن شاید وجود نداشته باشد. این یعنی یک مشاور روابط عمومی باید همیشه به دنبال راههای فرار از بحرانهایی باشد که خود کسبوکار مسئول پیدایش آن نیست. روابط عمومی در چنین شرایطی تبدیل به مدافع آخر برند میشود و حتی نمیتواند توپ را به بازرگانی یا مارکتینگ بسپارد تا با هزینه کمتر صدای برند به گوش مخاطب برسد.
اما واقعیت را باید پذیرفت و با بحران روبهرو شد. در جهان، برندها با مهاجم بودن و گلزنی ارتباطات جایگاه خود را حفظ میکنند؛ اما در ایران، این یک رویای دستنیافتنی است.
اولین پیامد خاموشی اینترنت، کاهش اعتماد مخاطب است.
در روزهای ابتدایی قطعی، حتی سرویس پیامک نیز دچار اختلال بود. کاربران برای خرید، ثبتنام یا ورود به پلتفرمها با مشکل مواجه شدند و بسیاری فرصت خرید را از دست دادند. این نشان میدهد که کاربران بیشتر لزوماً به معنای فروش بیشتر نیست و اعتماد مخاطب به سرعت از بین میرود.
نمونههای جهانی روشن هستند: وقتی توییتر، فیسبوک یا اینستاگرام در بحرانهای مختلف قطع شدند، بسیاری از برندها نتوانستند تبلیغات، پاسخ به مشتری یا فروش خود را ادامه دهند و رقبا جای آنها را گرفتند.
در کسبوکارهای کوچک که به درآمد روزانه وابستهاند، هر روز قطعی یعنی از دست رفتن کاربران و احتمال نابودی کامل کسبوکار.
پیامد بعدی، کاهش اعتماد عمومی به کل بازار آنلاین است.
کاربرانی که در سالهای اخیر به خرید آنلاین عادت کردهاند، ترجیح میدهند دوباره به روشهای سنتی بازگردند. این وضعیت حتی اعتماد سرمایهگذاران داخلی به اکوسیستم استارتآپی را کاهش میدهد و آنها سرمایه خود را به سمت بازارهای تثبیتشدهتر هدایت میکنند.
در چنین شرایطی، نقش روابط عمومی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. مدیریت بحران، حفظ ارتباط با مخاطبان از مسیرهای جایگزین، اطلاعرسانی شفاف و تلاش برای بازسازی اعتماد عمومی از وظایف حیاتی روابط عمومی است. اما استمرار اختلالات میتواند ظرفیت این واحدها را نیز به شدت محدود کند.
بسیاری از روابط عمومیها در مواجهه با چنین بحرانهایی، تصمیم میگیرند با استراتژی سکوت از برند خود محافظت کنند؛ کمپینهای تبلیغاتی متوقف میشوند و تا مدتها هیچ برندی حتی جرات انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی را ندارد. این در حالی است که فرهنگ لغو (cancel culture) واقعی است و مخاطب را در جایگاه تصمیمگیرنده قرار میدهد؛ واقعیتی که نمیتوان نادیده گرفت.
خاموشی اینترنت، برای اکوسیستم استارتآپی ایران تبدیل به چالهای عمیق شده است که تا برند بتواند از آن بیرون بیاید، چالهای تازه باز میشود. چشمانداز کسبوکارهای نوین ایرانی روشن نیست؛ نه زیستبوم باثبات، نه توان و انگیزه کافی وجود دارد. نادیده گرفتن این نسل پرانرژی و کارآمد پیامدهای سنگینی بر اقتصاد خواهد داشت.

